سال نو مبارک !!!
عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی
نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد . مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمودند : در این روز ( نوروز ) کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت .
در این روز فرشته وحی بر حضرت رسول ( ص ) نازل شد و پیام پیامبری بدو داد ( عید مبعث ) این روزی است که پیامبر اسلام ( ص ) بت های کفار قریش را در مکه شکست و روزی که حضرت ابراهیم نیز بت های کافران را شکست .
همان روزی است که حضرت رسول ( ص ) در بین ملکه و مدینه صحابه را به دور خود جمع کرد و به آنها مسأله جانشینی حضرت علی ( ع ) را بعد از خویش ابلاغ نمود ( عید غدیر ) .
باز در همین روز بود که حضرت رسول ( ص ) مولای متقیان علی ( ع ) را فرستاد به وادی جنیان که از ایشان بیعت از برای او بگیرد .
در این روز بعد از کشته شدن عثمان ، مردم با امام علی ( ع ) بیعت کردند و بدین سان خلافت به امیرالمومنین علی ( ع ) بازگشت .
امام جعفر صادق ( ع ) به یکی از صحابه خود می فرمایند : این روز را عجمان حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما را عریان آن را ضایع کردید و باز بدو فرمودند : در این روز غسل بکن و پاکیزه ترین و بهترین جامعه خویش را بپوش و با بهترین بوها خود را خوشبو ساز .
در گذشته رسم بر این بود که در روز نوروز مردمان به یکدیگر آب می پاشیدند و شادمانی می کردند . ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش ، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه ای است چند تخم در آن که امید من است . از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی ، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد . این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند
در مورد فلسفه پاشیدن آب به یکدیگر در روز نوروز در گذشته ، مرحوم مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که : و این روزی است که خدا حیات بخشد چندین هزار کس را که از مرگ گریختند یعنی از طاعون و به یک دفعه خداوند قهار ایشان را می راند پس بعد از مدت ها که استخوان شده بودند پیغمبری از پیغمبران خدا بر آن استخوان ها گذشت و از پروردگار خود سوال کرد که به او بنماید که چگونه این استخوان های پوسیده را زنده می گرداند . پس خدا وحی فرستاد به سوی او که آب بریزد بر استخوان های آنها در همان جاهای خود که هستند پس چنین کرد و همه به قدرت الهی زنده شدند و به این سبب سنت شد که آب بر یکدیگر بریزند و در این روز غسل کنند .
در مقابل این روایات ایرانیان نیز داستانی کهن دارند که از این قرار است : نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخت گفت « زو » از سلاطین پیشدادی ایران بود . در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در عسر به سر می بردند . و به همین خاطر « زو » در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد . پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین ها سیراب گشتند . پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرا رسیدن آن را جشن گرفته و شادی ها کردند و بر روی یکدیگر آب ها پاشیدند .
حدود بیست روز مانده به فرا رسیدن نوروز ، کم کم بوی بهار و عید در کوچه و بازار و خانه و کاشانه می پیچید و جنب و جوش عجیبی سراسر جان مردم را فرا می گرفت . مردم همگی آستین همت بالا زده و به غبار روبی خانه و کاشانه مشغول می شدند غبار حاصل از گذشت سالی و سیاهی زمستان را از چهره ارسی ها ، طاقچه ها ، خورشیدی ها و از روی در و دیوار تمامی قسمت های خانه ، مطبخ خانه ، مهتابی ها ، اطاق های سه دری و پنج دری ، اطاق های زاویه ، پستوها ، راهروها ، هشتی ها و خلاصه همه جا ، پاک می کردند پدر و مادرها به فکر تهیه رخت عید بچه ها بودند و بچه ها از شوق لباس های تازه و گرفتن عیدی بیقرار ، بازار نیز رنگ دیگری به خود می گرفت و سر و صدای بسیار از سراسر بازار به گوش می رسید . از جلمه کاسبانی که از همه بیشتر سرشان شلوغ می شد کلاه دوزها ، بزازها ، رزازها و کفاش ها بودند در روزهای نزدیک عید ، عده ای به منظور کسب و شادکردن مردم ، با نام حاجی فیروز در کوچه و خیابان ها به راه می افتادند این افراد با چهره هایی که آن را سیاه کرده بودند و لباس های رنگارنگ بر تن و کلاهی به سر و به همراه داریه زنگی که در دست داشتند و نواختن آهنگ های خود اشعاری را نیز می خواندند که موجبات شادی مردم را فراهم می آورد . با انجام این کارها به در دکان ها و جلوی مردم رفته و بابت شادکردن آنها پولی دریافت می کردند از جمله اشعاری که حاجی فیروزها می خواندند این دو سه بیت از محبوبیت بیشتری برخوردار بود .
حاجی فیروزه ، بله سالی به روز ، بله
ارباب خودم سلام و علیکم ارباب خودم سرتو بالا کن
ارباب خودم اخماتو واکن
ارباب خودم بزبز قندی ارباب خودم چرا نمی خندی
حاجی فیروزه بله سالی یه روزه بله
به هنگام تحویل سال همه اعضای خانواده جامه های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت سین گرد می آیند . پدر بزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آنها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می نشینند . عقیده بر این است که به هنگام تخویل سال همگی باید به آینه نگاه کنند و پس از آن بزرگترین فرد خانواده قرآن را برداشته و اندکی از آن را می خواند . قبل از تحویل سال همه اعضای خانواده دعای تحویل سال را بارها زیر لب زمزمه می کنند :
یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال .
از دیگر عقاید این است که آینه ای را به صورت خوابیده در سفره قرار داده و تخم مرغی را روی آن قرار می دهند و می گویند که به هنگام تحویل سال این تخم مرغ تکان می خورد . این عقیده از آنجا سرچشمه می گیرد که قدما می گفته اند کره زمین بر روی شاخ گاوی قرار گرفته است و هر گاه که گاو خسته می شود کره زمین را از یک شاخش به سمت دیگر پرتاب می کند و این مواقع همان زمان تحویل سال است هنگام تحویل سال توپی شلیک می شد که از صدای آن همه متوجه تحویل سال نو می شندند که از صدای آن همه متوجه سال نو می شدند و آنگاه همگی به روبوسی مشغول شده و فرا رسیدن سال جدید را به یکدیگر تبریک می گفتند و پس از آنکه بزرگترها عیدی های کوچکترها را که معمولاٌ سکه و یا اسکناس بوده است از لای قرآن کریم درآورده و به آنها می دادند . پس از آن ، بسته به هنگام تحویل سال که اگر روز باشد فوراٌ افراد کوچکتر فامیل به دیدن بزرگترها رهسپار می شوند و معمولاٌ ناهار یا شام روز اول عید را در منازل بزرگان خویش صرف می کنند باز این عقیده حکمفرماست که در روز اول عید باید رشته پلو خورد تا به این وسیله در سال جدید سر رشته کارها دستشان آمده و تا پایان سال از دستشان خارج نشود . منبع : tv5.irib.ir
سال نوی همه ی شما مبارک !!!
بسم الله الرحمن الرحیم