با سلام !

     خش خش خش تق تق تق تولوق دوشوم ... .

    وایسا نرو درست اومدی ، وبلاگ سرامیک87 ه ، همونی که اولین و شاخ بود ... ولی این صدای برگ ریزه ها و آشغالای کفشن . این مدت که ما نبودیم اینجا پر از تار عنکبوت و پوست چیپس و پفک شده . تموم شیشه ها رو زدن شکستن . مثه اینکه هر چیزی یه عمری داره ... .

                                                       *    *    *

       از همون موقع که بدنیا اومدم و یه شماره شناسنامه 10 رقمی ( اولین دوره شناسنامه ی 10 رقمی بود ) بم دادن ، فهمیدم همیشه بدشانس خواهم بود !!! یکم جلو تر وقتی کلاس دوم شدم ، گفتن دیگه امتحانا ثلثی نیس ، ما رو بعنوان موش آزمایشگاهی ، آزمایش کردن . خلاصه از ابتدایی که اومدیم راهنمایی ، به مقطع ابتدایی شیر دادن ! اصلا دنیا با ما مشکل داشت . به هر ترتیب و افسوسی ( بخاطر شیر نخوردن ) که بود راهنمایی تموم شد و اومدیم بریم دبیرستان ، علاوه بر توزیع شیر تو مقطع راهنمایی ، اونا بعنوان همیارپلیس شناخته شدن . ای بخشکی شانس ... اون وقتا که همه دوس داشتن یه مسئولیتی ( هر چند فرمالیته ) داشته باشن که نسل ما از اینم محروم شد ... .

    تغییر معارف به دین و زندگی ، تأثیر معدل امتحان نهایی تو کنکور ، امتحان فیزیک 3 تاریخی ، بومی سازی کنکور ، سخت بودن کنکور 87 ، حذف خیلی از رشته ها از دفترچه انتخاب رشته ی 87 و  و و و هزار تا "و" دیگه .

    اومدیم دانشگاه گفتیم شاید وضع بهتر میشه ... نه نشد چون پیشونی نوشتمون بد بود ! گفتیم بریم انجمن علمی یه کاری کنیم . تا رفتیم ، اینترنت انجمن رو گرفتن ، حالا هم که واسه اذیت کردن این نسل سوخته، دارن به دانشجوها اینترنت وایرلس میدن .

       هر چی استاد سخت گیر و بنداز تو دانشگاه ، خورد به پست سرامیک87 ، ترم 5 و 6 هم کلا با سه استاد 40 واحد گرفتیم !!! سال آخریم گفتیم کنکور بدیم و از این دانشگاه و وضعیت خلاص شیم ... ولی نه داستان بد بیاری های ما مرخصی داشت ولی ترخیص نداشت !!! کنکور سخت ، سه ریدینگ در درس زبان ( برای اولین بار ) ، 5 سوال غلط و در نهایتم کم شدن ظرفیت رشته ی مواد ، اوج خوش اقبالی ما بود ! از حال و هوای کنکور که میخواستیم در بیایم در !!! ، که درگیر مسابقات سراسری سرامیک شدیم ... دو ماه و نیم تلاش ، تحقیق و پژوهش با سوختن المنتای کوره اونم درست یه روز قبل از مسابقات به باد رفت ... لازمه بدونین آخرین دوره ی کارت دانشجویی غیر الکتریکی هم ما بودیم !

     راستی داشتم کم کم مدارک معافیت از خدمت مقدس زیر پرچم رو جمع می کردم که خبر رسید همه ی معافیت ها لغو شدن و خدمت به 21 ماه افزایش پیدا کرده ... اشکال نداره ، چگوارا میگه : شاد بودن ، تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت .

     پس بخند مصنوعی  / حتی اگه هست زوری  .  راستی این بیت رو که گفتم یاد زدبازی افتادم ، امروز اولین آلبومشون اومده از دست ندین ...

    خلاصه خوب یا بد ، قشنگ یا زشت  ، مثبت یا منفی ، شاخ یا شوخ ، متحد یا از هم پاشیده و ... سرامیک87 تموم شد و به تاریخ پیوست .خداحافظ سرامیک87 واسه همیشه ...

شاد باشید ... .