با سلام !

     مطمئنا روزی که پامون رو توی این دانشگاه گذاشتیم اهداف مختلفی رو داشتیم. نمی دونم بعد از گذشت سه سال به چند درصدش رسیدیم؟؟؟ اصلا نمی دونم که واسه نیل به اهداف، تلاش کردیم یه نه؟ اما چیزیو که میدونم اینه که این دانشگاه رو همه ی ما تاثیر گذاشت... دانشگاهی که تازه متوجه شدم چقد ضعیفه و چقد عقبه... چند روز پیش وقتی که از انجمن سومین دانشگاه  معتبر فنی و مهندسی با من تماس گرفتن و اوضاع آزمایشگاه ها و تعداد هیئت علمی رو پرسیدن، با خجالت و خنده ( غم انگیز تر از گریه ) در جواب همه ی سئوالاشون یه جمله میگفتم : نداریم!!!

    آزمایشگاه متالوگرافی : نداریم، استادی که دکتری آنالیز سطح داره: نداریم، اس ای ام : نداریم، آخرش ازم پرسیدن چی دارید: میخواستم بگم انگیزه، ولی جرات نداشتم که بگم...

    راستی، گفتم انگیزه، یاد خودم افتادم... چه کارایی که تو ذهنم نبود... چه تلاشای بی فایده ای که نکردم... چه از خود گذشتگی هایی که نکردم (ریا) ... ولی آخر هر کدوم از کارا یه حرکتی می خوردم... آخرین حرکت که انگیزه رو در من به قتل رسوند، قضیه ی میزبانی مسابقات بود ... چه سفر ها ... جه تماس ها ... چه جلسه ها... و چه زحمت ها که کشیده شد و در نهایت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    امیدوارم یه سالی که مونده هر چه زودتر تموم شه و کابوس دانشگاه ملایر برای من و تمام دوستان تموم بشه. البته این کابوس، دوس داشتنی ترین کابوس زندگیم بود...

    امیدوارم که دانشگاه ملایر رو شما تاثیر خوب گذاشته باشه...

سبز باشید.