با سلام !

      دوباره اومدم ! تا بگم هنوز هستم ! یا هنوز هستیم ! هنوز خیلی زوده که سرامیک۸۷ کار خودشو تموم کنه ! آخه نا سلامتی ما الگو شدیم و حالا کنار بکشیم ؟!!! خنده داره بخدا ! نیمه ی دوم امسال بخاطر فعالیتهای گروه نگارنده ها در ماجولیکا ، وبلاگمون یکمی از رونق افتاد !!! ولی در عوض ماجولیکا رونق گرفت !!! و واقعا به کمک ۸۵و۸۷ ها انجمنی ساخته شد که باعث افتخار هر سرامیکی بشه . ( البته زحمات بی حد تنی چند از ۸۶و۸۸ ها هم نمیشه فراموش کرد ) . دست همه درد نکنه !

      در ادامه ی افتخار آفرینی های رشتمون برای دانشگاه باید از رتبه های عالی بچه ها بگم : دوست و برادر عزیزم مهندس علی اکبر صاعدخو دوباره گل کاشت و با آوردن رتبه ی ۸ کنکور ارشد و ۱۰۰٪ زدن درس ریاضی ، ثابت کرد که یک نابغس ! و همچنین کسب رتبه های ۱۵۷،۳۴ و انبوهی از رتبه های عالی توسط سرامیکیا ، کاری سخت و بزرگ بود که میسر شد .

     برگزاری اردوی پژوهشکده ی مواد انرژی کرج ، اولین نمایشگاه لعاب و پوشش های شیشه ای در کشور ، همایش ریخته گری با حضور مهندس مهران غفاری ( نویسنده ی پرسلان های سرامیکی ) و چاپ اولین نشریه ی اسپانسر دار در دانشگاه ملایر هم از دیگر افتخارات رشته ی سرامیک برای دانشگاه ملایر بود .

     و اما یک اتفاق دیگه کم شدن نگارنده های این وبلاگ بود ، که جا داره به رسم ادب از زحمات همه ی نگارنده های این وبلاگ در طول تاریخ تشکر کنم و براشون آرزوی موفقیت کنم . در حال حاضر ، سرامیک۸۷ چهار نگارنده ی فعال ، متحد و یکدل داره .

    منتظر پست های بمب باشین ... 

و اما اهمیت جوانه زنی و رابطه اش با این پست :(با تشکر از ته نشین)

گیرم که در باورتان به خاک نشستم

          و ساقه های جوانم

               از ضربه های تبرهاتان زخم دار است؛

با ریشه چه می کنید!؟

گیرم که بر سر این بام

                           بنشسته در کمین پرنده اید ؛

           پرواز را علامت ممنوع می زنید؛

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید!؟

گیرم که می زنید؛

گیرم که می برید؛

گیرم که می کشید؛

                             با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید!؟