دانشگاه
یا هو
امروز میخوام در مورد لغت "دانشگاه" واستون حرف بزنم . البته در حد واندازه ای نیستم که بخوام چیزی به این بزرگی رو زیر سئوال ببرم ! پس ادامه ی مطلب رو بخونین ...
این لغت دو قسمت داره : "دانش" و "گاه" ، با قسمت دانشش کار ندارم ! چون این طوری یاد گرفتم ! کلا یاد گرفتم با دانش کاری نداشته باشم ! پس مشغول تفسیر "گاه" البته در کنار "دانش" میشم ! مطمئناً دانشگاه یه مکانه ، مثه ورزشگاه ! ولی از اونجایی که تا حالا ندیدمش ، باید حدس بزنم که چه جور جاییه ؟ حدس میزنم که توی اونجا گه گداری به علم و دانش بها داده میشه ! و واسه همین از "گاه" استفاده کردن ! مثه گاهنامه ! یا از اونجایی که جماعت پارس زبون ایران به قماش تازی علاقه ای نشون نمیدن ، قصد آزارشونو داشتن و از حرف "گ" استفاده کردن ! یعنی ایرانیا کلمه ی دانشکاه رو در نظر داشتن ! البته ظاهرا بین دانش و کاه علامت = بوده که بخاطر قواعد دستوری حذف شده ! و معنیش اینه که در این مکان ارزش دانش با کاه برابره و چیزای دیگه با ارزشن نه دانش و نه انجمنای علمی ! یا یه جور دیگه میشه از این لغت برداشت کنیم : این لغت ، مرکبه ! یعنی هر دو قسمش معنی دارن ! دانش که دانشه ! کاه هم به معنی کاستن ! حالا اینجا دو بحث مطرح میشه : اینکه "کاه" ، کلمه رو امری می کنه ؟ یا از این کلمه اسم فاعلی درست می کنه ؟ اگه امری باشه ، پس داره به ما امر میکنه : که در این مکان از سرعت ( نه ببخشین از دانش ) خود بکاهید ! و اگه فاعل بسازه ، یعنی این مکان دانشتونو کم می کنه ! و به همین ترتیب میتونین این کلمه ی غریب رو تفسیر کنین !
حالا از بحث شوخی که خارج شیم ، به این مساله می رسیم که لازمه ی پیشرفت در هر جامعه ای تفکر پیشرفته ! حالا اگه یه جایی تفکرش چیز دیگه ای باشه ، نباید منتظر پیشرفت باشه ! شما اگه نهاد خونواده رو در نظر بگیرین ، میبینین که تفکر حاکم بر خونه ، فرزندای خونه رو به سمت هدف سوق میده ! حالا اگه دانشگاه رو در نظر بگیریم ، میبینیم که اگه دانشگاه تفکر تحقیق ، پژوهش و پیشرفت رو تو ذهن دانشجوهاش نهادینه کنه ، باید منتظر پیشرفت همه جانبه باشه ! ولی اگه یه چیز دیگه رو پرورش بده ، به نظرتون چه اتفاقی میفته ؟ لازم نیست بگین ! فقط لمس کنین !
چند ثانیه پیش گفتم : دانشجو ! راستی دانشجو چیه ؟ یا کیه ؟ ما که تا حالا ندیدیم !؟ بذارین یکم فک کنم ... آها فک کنم به یه سری افراد بگن ! که حتماً تو دانشگاه هستن ! تو پاراگرافای قبلی دانش رو توضیح دادم !!!!! پس الآن باید ببینیم "جو" چیه ؟ آیا "جو" ، محصول کشاورزیه ؟ و به این معنیه که این قشر از جامعه ارزشی معادل با جو دارن ؟ یا که منظور جوّ هستش ؟!! و به این اشاره داره که این دسته از افراد جو گیر دانش شدن ؟؟؟ یا چه میدونم ؟ معادل هایی از این قبیل رو در بر میگیره !! کلمات دیگه ای هم تو ذهنم بود ! ولی افسوس که نمیشه در مورد اونا توضیح بدم ! ببخشین وقتتونو گرفتم ! یا علی !
بسم الله الرحمن الرحیم