جشن روز مهندس برگزار شد ! درسته کم و کاستی زیاد بود ولی تجربه ی خیلی خوبی بود . از خاطره هاش میتونم به خوردن یه جعبه شیرینی در حد فاصل دانشکده تا دانشگاه آزاد توسط نوید ، سامان ، محمد و من (هر چند به دوستان اجازه ی عرض اندام ندادم  و یک تنه 60% جعبه شیرینی رو قلع و قمع کردم) اشاره کنم که تا 3 روز همه کس و همه چیزو به شکل شیرینی می دیدیم ! شکل گرفتن استخونا و جابجایی مهره های گردن منو نوید واسه ژست های مختلفی که برای عکس گرفتیم ! یا عملیات از پیش طراحی شده ی زیر کردن ما توسط .... بگذریم ! خیلی خوش گذشت !

برسیم به کلاس ترمو که می خواستیم از دست رُند فرار کنیم ، گرفتار منحنی هایی شدیم که استاد پس از رسم هر منحنی از ما بپرسن ، فهمیدین ؟ و ما هم با شوق و ذوق فراوان بگیم  ............. نه !

یادش بخیر ... آزمون کشش ! که اگر تو حال و هوای خودم نبودم و حواسم به آزمایش بود ، تو لحظه ی شکست میله و شنیدن صدای وحشتناکش ، تعداد سکته هایی که زده بودم به n  میل می کرد ! جالب بود که 5 نوع نمودار برای این آزمایش ارائه شد ولی نموداری که دستگاه به ما نشون میداد شبیه نوار قلب کسی بود که داشت رو تردمیل با زاویه ی 60 درجه و با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت می دوید؟! نه عزیز من ... داشت بال بال میزد !

یادی از کلاس ساختار کنیم .. ابتدای جزوه یه جمله می نویسی و تا آخر صفحه ، فعل و فاعل و مفعول و ... اون جمله رو اونقد عوض می کنن که همه ی صفحه خط خطی بشه و تو به نفهمیدن مطلب قناعت کنی تا فهمیدنش ! تازه وقتی به منبع رجوع می کنی ، بفهمی هر چی نوشتی ، نقض کننده ی مطالب تو منبع هستش !

رسیدیم به کلاس انقلاب ... چه خاطره ای بهتر از این که هر بار برای تهیه منبع این درس به کتابفروشی ها مراجعه می کردی ، ارجاع داده می شدی به سروش سیما !!! شده بودیم عامل خنده ی فروشنده ها .. امّا به ثوابش می ارزید !

کلاس ریاضی مهندسی و شیرینی تولد وبلاگ که هنوزم متحیرم با چه سرعت و با چه مهارتی ! جعبه ی شیرینی از کلاس خارج شد !

نمایشگاه بچه های معماری که اونقد من و نوید به اونجا رفتیم که همه ی توضیحات در مورد طرح های ارائه شده رو حفظ بودیم و ده ها نفر رو به زور ! به اونجا می بردیم و به جای دوستان توضیح می دادیم ... اطلاعاتی داشتیم که حتی برای بچه های معماری تازگی داشت !

یادش بخیر ... اونقد دانشکده موندیم که حتی راننده ی تاکسی از من و نوید خواهش کرد که از دانشکده دل بکنیم و بریم خونه !

ابداع اصطلاح فوق العاده جالب و بامزه ی (( إ ، .... تویی ؟ کی اومدی ؟ من کیم ؟! )) ( این اصطلاحو با نهایت تعجب بخونید ! ) از بهترین خاطره های این هفته ها بود !

داشت یادم می رفت .... می خواستم بگم تو سال نو ، سعی کنیم که در خودمون ، تغییرات مثبت ایجاد کنیم و صداقتو سرپیشه ( ببخشید ، تقصیر مرور خاطرات بود ! معذرت ) سرلوحه ی کارمون کنیم ! دیگه می خوام حرفامو تموم کنم ... فقط یک سوال ، دغدغه ی همیشگیم شده ! به کدامین گناه ، عذاب الهی به نام نوید قسمت من شد ؟!