حرف دل من
...
افکار اعتقادات و باورهای هر کسي تو کيفيت زندگيش تاثير داره. ديدگاه مثبت يا منفي داشتن نسبت به مسائل مختلف به يه نسبت ميتونه زندگي رو لذت بخش يا غير قابل تحمل بکنه.
فرصتي که بين لحظه ي تولد تا لحظه ي مرگ به انسان داده ميشه چيزي جز زندگي نيست يه حقيقت غير قابل انکار يا يه توفيق اجباري که بايد به خاطر داشتن اون به خودمون بباليم و همه ي تلاشمونو بکنيم تا بتونيم ازش لذت ببريم.
داشتم فکر ميکردم چقدر ساده و چقدر زود ميشه رنگ زندگي رو عوض کرد. چقدر ساده به چيزايي که دوروبرمون هست عادت ميکنيم به دوستامون به روابطمون حتي به هوايي که توش نفس ميکشيم چقدر ساده به زندگي عادت ميکنيم. نميدونم شايدم يه جور دلبستگي پيدا ميکنيم يه دلبستگي ساده و صميمي که ادميزاد به خاطر ذات مغرور و منحصربفردش اسمشو ميذاره عادت. عادت و دلبستگي گاهي با هم زمين و اسمونن. عادت بعضي وقتا اجباري ميشه و بي رنگ اما دلبستگي هميشه اختياريه و پررنگ واسه هر کسي با رنگ خودش.
وقتي دچار روزمرگي ميشيم زندگيمونو افکارمون راکد ميشه مثل مرداب همينطوري تکراري و بي هدف يه جورايي منقبض ميشه اما با يه ضربه ي کوچيک خيلي راحت بازم موج وار ميشه و زنده مثل دريا.
چقدر خوبه ضربه هايي که ميخوريم قشنگ باشه از اونايي که دردشون يه جورايي مزه ميده. چقدر خوبه توي مسير زندگي وجودمون ذوب بشه و سرشار بشیم از صداقت و لذت و عشق. عشق به زندگي و زنده ها عشق به خدا.
اينا همه لازمه چون باعث ميشه همه چيز راحتتر از اونی که فکرشو میکنیم وانتظارشو داریم پیش بره. مهمه چون حتی اگه به چیزای کوچیک و ساده ای هم که اطرافمون هست علاقه ای نداشته باشیم چیزای خیلی بزرگ رو از دست میدیم.
میشه گفت سادگیه این علاقه مثل اینه که اگه یه موقع کفشامونو دوست نداشته باشیم همیشه راه رفتن اذیتمون میکنه.
زندگی در عین سادگی خیلی قشنگه...
بسم الله الرحمن الرحیم