هو الباقی
سلام !
آدما به دنیا میان و از دنیا میرن . یکی از موضوعاتی که هنوز جواب نداره ، زمان مرگه . چقدر زندگی سخته ! ولی یادمه یکی از بچه ها می گفت : زمان مرگ خیلی شیرینه ! چون ما رو به محبوبمون می رسونه ! به هر حال هر کسی یه نظری داره . ولی نظر من اینه که مرگ اقوام خیلی دردناکه . یادمه سال اول دبیرستان بودم که مامان بزرگم ( که 13 سال تو خونه ی ما زندگی می کرد ) فوت کرد و من الآنم یادش می افتم ، گریم می گیره . بگذریم دیروز مامان بزرگ سید شهاب عزیز به دیدار یار رفت . خدایی خیلی ناراحت شدم . به سید تسلیت می گم و از همین جا بهش می گم که منم تو غمش شریکم . خواننده های محترم این وبلاگ برای شادی روح مامان بزرگ سید ، یه فاتحه براش بخونین . روحش شاد .
راستی از زحمات داش جابرم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم . جابر می تونست یشتر با ما بمونه و از ایده هاش استفاده کنیم ولی خودش حوصله ی ادامه ی درد سر هایی که تو وبلاگ براش ایجاد شده رو نداشت .
بسم الله الرحمن الرحیم