و خدایی که در این نزدیکیست...

۱- از همون اولش ضد حال یعنی قبولی تو دانشگاه هاروارد واحد ملایر البته اینجام شریفیه واسه خودش .

۲- ضد حال یعنی  تن ماهی به جای جوجه به علت قطعی برق .

۳- ضد حال یعنی کلی تو یخبندان مواظب باشی نخوری زمین ولی تو یه روز عادی از پله دم دانشگاه بخوری زمینو جلو بقیه ضایع شی .

۴- ضد حال یعنی افتادن تو چاله اسکندرون مسیر سلف .

۵- ضد حال یعنی نهار ماکارونی تو یه روز که کلاس داری .

۶- ضد حال یعنی بعد از کلی انجام عملیات کلاه گذاری سر دوستت واسه اینکه پول چاییو حساب کنه آب جوش تموم شه.

۷- ضد حال یعنی برگزاری مسابقات جهانی و دانشگاهی سرسره بازی از طرف آقایان و یهو یه خانم اونا رو در حین زمین خوردن ببینه  .

۸- ضد حال یعنی خراب بودن خودپرداز در اوج بی پولی .

۹- ضد حال یعنی تو سایت اصلی دانشگاه ( واقع درجاده اراک ) کلاس داشته باشی سرویسم رفته باشه سه چار تومن پول ماشین بدی اونوقت کلاس برگزار نشه .

۱۰-ضد حال یعنی جابجایی دستشویی خواهران و برادران به هر بهانه ای در ساختمان آموزش و اونوقته که ...

۱۱- ضد حال یعنی بعد از کلی کل کل کردن مقاومت بتونت از همه کمتر شه.

ادامشو تو قسمتای بعدی واستون میذارم چون دانشگاه ملایر تا دلتون بخواد ضد حال داره.البته لازمه بگم که ضد حالای توپو نمیتونم بگم چون سرمو از ته میبرن  .